تبليغاتX
تو یعنی نم نم بارون - از طرف یه دوست
فريادي ديگر هيچ چرا كه اميد آن چنان تواناست ،كه پاي بر سر ياس بتواند نهاد بر بستر سيبزه ها خفته ايم با تعيين سنگ ،بر بستر سبزه ها با عشق پيوند نهاده ايم و با اميدي بي شكست از سبز سبزه ها ، با عشقي به تعيين سنگ برخاسته ايم ،اما ياس آن چنان تواناست كه بسترها و سنگ ،زمزمه ي بيش نيست .

روزهاي زندگي ش همه با او بيگانه بودند كسي نه شاخه گلي مي آورد نه برايش مي خنديد و نه ميگريست وقتي رفت همه آمدند برايش دسته گلي آوردند سياه پوشيدند و براي رفتنش گريستند شايد تنها جرمش نفس كشيدن بود

سلام خيلي خوب بود بازم ادامه بده،اما مراقب باش به درسات لطمه نزنه خزان هزار رنگ مبارك.
باران با تمام قدر تش بر منه مسكين فرو ميريزد ومن تنها مي توانم اشكانم را پنهان كنم،تمام قدرتم از من صلب شده بي پناه تر از قبل مي گريم مي خواهي اشكانم را بدر قه راحت بكنم يا اشكانم را پنهان قدرتت، تازه بودن را نمي توانم تجربه كنم تنها مي گويم تازه ماندن گلها بخاطر اشك شبنم هاييست كه سحر گاهان ميريزند شبنم هايه گونه ات را به عنوان طوطيايه چشمانم برايم به كنار گذار بازهم بگووووووووووووووووووووو
+ نوشته شده توسط غریبانه در چهارشنبه ششم مهر 1384 و ساعت 18:59 |